|
مقدمه: موفقيت در عرصهي فرهنگي را نميتوان با قوت بيان داشت چراکه داراي مسائل خاص خود است. به خصوص که اين روزها فرهنگ سخت درگير سياست يا بهتر بگويم سياسيکاري شده است. به هر روي براي مبارزهي موفق در آوردگاه انديشهها و عقايد گوناگون بايد به فکر راههاي تازه و جذاب بود و اين ميسّر نميشود مگر با تفکري خلاق، نوآور و شکوفا. آيا تاكنون به راههاي ايجاد خلاقيت در تربیت دینی فكر كردهايد؟ در روزگار ما به قول آلوين تافلر؛ ديگر قدرت از لولهي تفنگ خارج نميشود و ماهيت قدرت، تغيير يافته است . انديشههاي ديني متفاوت هر روز، راههاي تازهاي را براي جلب مخاطبان، در پيش ميگيرند. انسان خستهي مدرن به دنبال راههاي تازهاي براي شکستن قفس تنگ و نفسگير زندگي ماشيني است. اين در حالي است که علمگرايي، تجربهگرايي، اخلاقگرايي صرف و چندخدايي نيز نتوانست پاسخگوي نيازهاي متنوع او باشد. از همين رو عرفانهاي کاذب و انديشههاي تخديري در قالب جنبشهاي نوپديد ديني در قرن 21 رشد و گسترش فزايندهاي يافت. در اين گير و دار، کار اديان ابراهيمي سختتر شد. رهبران ديني ابراهيمي هر روز با جنبشهايي روبرو هستند که مومنان به اين اديان را با شبهههاي جديدي روبرو ميسازد. از ديگر سو، والدین با دشواريهاي خاصي روبرو شدهاند که تنها با خلاقيت و نوآوري در شيوههاي تربیتی ميتوانند جدال فکري موفقي را در نگهداشت و جذب کودکان خود داشته باشند. با ورود به عرصه مديريت نوين، اين واقعيت نمود پیدا ميكند كه تكنولوژي، همه چيز را تحت تأثير خود قرار داده است. نظام تربیت ديني نيز از اين امر مستثني نيست. بدون شک تربیت ديني نيازمند تغييرات اساسي و بنياديني است كه بايد با برنامهريزي، شناخت، آگاهي و خلاقيت همراه باشد. نيروي انساني به عنوان محور تحول و عنصر اساسي هر سازمان كه خود متأثر از اطلاعات و ارتباطات است عمل ميكند، براي ارتقاء بهرهوري و تأثيرگذاري مثبت، سخت نيازمند انديشههاي توانمند، مشاركت و ايجاد انگيزه براي مشاركت است. به ديگر سخن اين سه عامل تغييرات قابل ملاحظهاي را در بدنه هر سازمان ايجاد ميكند. با اين مقدمه ميخواهيم بدانيم چگونه ميتوانيم تربیت ديني نوآورانه و خلاقانه داشته باشيم؟ والدین در دنياي آيندهي ديجيتال، بايد بتوانند پيوندي همگون و مناسب ميان ارزشهاي اخلاقي و انساني و تكنولوژي ديجيتال ايجاد كنند. خلاقيت چيست؟ خلاقيت « بهكارگيري تواناييهاي ذهني براي انجام يك كار» يا «تحليل مفهوم جديد» است. خلاقيت از مسايل كوچك براي انجام يك كار خاص شروع ميشود و قبل از اينكه از نبوغ، حكايت كند حاصل انجام كار است. بنابراين براي بهكارگيري فنون پرورش خلاقيت، بايد ابتدا از «بارش افكار» به عنوان بهترين ابزار استفاده كرد. در اين خصوص بايد توجه داشت نبايد هيچ انتقادي از نظرات ارائه شده کودک در جلساتی كه «طوفان مغزي» نام دارد صورت پذيرد، براي دستيابي به حداكثر ايدهها بايد حتي نظرات تكراري کودک يادداشت شود و اجازهي اظهار عقيده به کودکان داده شود تا در وهلهي اول چگونگي تفكر خلاق را تمرين كنند، آنگاه آرام آرام ذهنشان پالايش شده و در مسير خلاقيت قرار ميگيرند. در خانواده هایی که فرهنگ خلاقيتپذيري در سطح قابل قبولی قرار دارد ، بايد ارتباط والدین برنامهريز با کودکان، دوطرفه و متقابل باشد. از ايدههاي نو، قابل قبول و از فرهنگ پرسش حمايت شود، در اين خانواده ها از توانمنديهاي کودکان استفاده شده و فرزندان به صورت خودانگيخته تلاش می كنند تا در نهايت تفكر ، خلاقیت و ارائهي پيشنهاد در عمق ذهن آنان دروني (internalized) شود. به ديگر سخن با اخذ مشورت و نظر از کودکان، چگونگي مشاركت خلاق و يافتن راهحلهاي نوآورانه را بايد با آنها تمرين كرد. آنچه كه در راستاي فرصت و استفاده از نظرات و پيشنهادهاي کودک و ايجاد جو مناسب در محيط خانواده براي بروز خلاقيتها و شكوفايي استعدادها مفيد واقع ميشود برقراري سيستمي جهت پذيرش و بررسي پيشنهادها است به گونهاي كه به عنوان باور و ارزش در حفظ و بالا بردن حرمت و ارزش وجودي نيروي انساني در فرهنگ خانواده و اعماق انديشه و تفكر والدین و فرزندان نهادينه شود البته نبايد انتظار داشت در خانواده های مختلف ، همه کودکان به صورت یکسان در اين امر، مشاركت داشته باشند چون برخي از کودکان به دليل رشد کردن در سيستمهاي سنتي، در مقابل تغييرات واكنش نشان داده و دوست ميدارند بيشتر فرمانبر باشند و كمتر مسؤوليت بپذيرند. بنابراين بايستي براي تأمين مشاركت آن دسته از کودکانی كه كمتر مشتاق و مايل به مشاركت هستند زمينهي لازم براي فضايي آزاد و سالم جهت طرح، نقد انديشه و وسعت دادن به دامنهي آگاهيها و تواناييهاي کودکان در جهت بالا بردن كيفيت و ايجاد فضاي شوقانگيز مسؤوليتپذيري در راستاي آشكار كردن توانمنديهاي آنان و ابداع روشهاي تازه و ابتكاري براي بالا بردن قدرت يادگيري و پرورش استعدادهاي نهفته، فراهم آورده شود. چگونگي تربیت ديني خلاق: هر فعاليتي به سازماندهي و سياستهاي خاص نيازمند است. نظام تربیت ديني کودکان يك «كار ويژه» محسوب ميشود و نگاه به تربیت ديني کودکان براي دستيابي به اثربخشي، كارآمدي و باروري بالا بايد با آگاهي از ميزان خلاقيت و تقويت آن به دنبال تعالي تربیت ديني از حالت سنتي به مدرن (به معناي روزآمد) با عملكرد عالي صورت گيرد به گونهاي كه در آن بهبود مستمر خلاقيت توسط فرزندان، عملياتي شده و به عنوان يك فرهنگ در بين والدین در آيد. آنچه كه در سيستم تربیت ديني کودکان بايستي در نظر گرفته شود نوآوري در شيوههاي تربیتي به معناي فراهم ساختن شرايط آن است با اين زيربنا كه به بهبود و تغيير به عنوان يك برنامهي درازمدت مستمر بهرهوري، منجر شود. تأكيد عمدهي کارشناسان در نظامهاي آموزشي ، بر پرورش خلاقيت والدین ، متمرکز است و معيار اساسي موفقيت اين نظامها نيز در اين است كه تا چه اندازه از راههاي خلاقانه در تربیت، نگهداشت و جذب کودکان بهره ميبرد. به تعبيري ديگر، والدین خوب ، كساني هستند كه نياز کودک خود را شناخته و پاسخ صريح و متناسب با نياز او ارائه کنند و راههاي خلاقيت را بيآموزند. خلاقيت و نوآوري امري است كه وجود آن دائماً در هر کاری احساس ميشود. در واقع، وجود والدین تعليمديده، توانا، باانگيزه و همچنين ابزار تخصصي مجهزدر خانواده ها لازمهي پيشرفت، نوآوري و خلاقيت در تربیت دینی کودکان است. نظام تربیت ديني خلاق: در يك نظام تربیتي ديني خلاق معمولاً والدین داراي ذهن تحليلگر، كنجكاو، مستقل و متفكر هستند و به فعاليتهاي علمي و فكري علاقهمندند. چنين افرادي شديداً به استقلال عمل و تحول در محيط خانواده و احترام نيازمندند. فعاليت والدین خلاق، مستلزم كار مشترك است. در اين زمينه، داشتن مهارتهاي ارتباطي، امري بسيار ضروري است. همچنين در تربیت دینی کودکان و ایجاد خلاقیت در آنها بايد کودکان را در پيدا كردن دوستان جديد كه ارتباط مناسبي با آنان دارند آزاد گذاشت چون در اين صورت آنان نسبت به موقعيت، احساس مسؤوليت و پايبندي زيادتري خواهند داشت. آنچه در همبستگي و تداوم بین کودکان و والدین مهم است، اعتماد متقابل و همكاري صميمانه بين اعضاء خانواده ، همچنين هماهنگي بين خواستهها و هدفهاست. موانع خلاقيت والدین در تربیت دینی فرزندان: براي پرورش خلاقيت بايد موانع خلاقيت را شناخت و آنها را از سر راه برداشت به همين دليل والدین بايد بدانند چه موانعي بر سر راه خلاقيت وجود دارد زيرا گام اول در برطرف كردن موانع خلاقيت، شناسايي نقاط ضعف خود و موانع دروني و بيروني خلاقيتها است. در زير به عمدهترين موانع اشارت ميرود: 1ـ ارزيابي منفي از خود و فرزندان : اولين مانع خلاقيت، ارزيابي منفي از خود و فرزندان است. وقتي يكی از والدین احساس كند که خودش و یا فرزندش استعداد ندارد ، همين تصوير ذهني منفي او باعث ميشود قدرت خلاقيت او و فرزندش هم كاهش يابد. تصويري كه فرد از خود و فرزندش دارد در احساسات، عواطف و رفتار او تأثير ميگذارد. تأثير ذهني منفي، او را نسبت به خود و فرزندش نااميد ميكند. بنابراين بهتر است با ايجاد اعتماد به نفس اين مانع را از بين برده و ارزيابي مثبتي داشته باشيم زيرا انساني كه خود را مثبت ارزيابي كند فضاي مثبت انرژيهاي رواني اطراف او موجب افزايش انگيزش و فعاليتهاي خلاق در اوو فرزندانش ميشود. 2ـ ترس از آينده فرزندان : يكي ديگر از موانع خلاقيت والدین، ترس از آينده فرزندان است. وقتي فرد از آينده ميترسد قدرت پيشبيني آينده را ندارد و نميتواند شاد، اميدوار و خلاق به آينده بيانديشد و برخورد خوبي با موقعيتهاي خلاق خود و کودکش داشته باشد. در حاليكه اگر به جاي ترس از آينده به آن فكر كرده و بتواند از مهارتهاي خود براي كنترل آن استفاده كند نه تنها نگران از دست دادن انرژيها نخواهد بود بلكه برخوردي راحت با آينده و حال خواهد داشت. 3ـ عدم لذت از يادگيري: وقتي والدین از تربیت دینی فرزندان و سطح يادگيري کودکان لذت نبرند، يادگيري عميق و پايدار را در کودکان تجربه نكنند ، با مشكلات قابل توجهي روبرو خواهند شد. در يادگيري غير لذتبخش، رفتارهايي مانند كنجكاوي، پرسشگري، تفكر نقّاد، تفكر خلاق و جستجوي ذهني، كم ميشود پس بايد با دقت، حوصله، تمركز حواس، مهارت خوب گوش دادن، خوب نگاه كردن، صحبت كردن، استفاده از روشهاي نمايشي در تربیت دینی فرزندان ، ميزان لذت کار تربیتي را افزايش داد تا زمينههاي خلاقيت در تربیت ، فراهم شود. 4ـ عدم برنامهريزي: نبود برنامهريزي باعث ميشود ساعتهاي ارزشمند زندگي بدون كاربرد مثبت و مؤثر از دست برود. همين امر ميتواند كل برنامهها و فعاليتهاي هوشي و ذهني کودک و والدین را مختل كند. والدین ، هميشه از کودکان خود ميخواهند برنامه داشته باشند، ولي اگر خودشان برنامهاي نداشته باشند نميتوانند به اهداف مورد نظر نظام تربیتي، کودکان مرتبط با خود برسند. اگر در کار تربیتي، برنامهريزي مناسب وجود نداشته باشد ميتوان وضعيتي را تصور کرد که يک مربي ورزشي دائما با فرامين خود شاگردان خود را به ورزش و تمرينات سخت واميدارد اما خود ورزش نميکند، فقط ايستاده است و فرمان ميدهد. شاگردان او هر روز قويتر و تنومندتر ميشوند و مربي هر روز چاقتر و ... 5ـ عدم استفاده از هر دو نيمكرهي مغز: براي خلاقيت به استفادهي همزمان از دو نيمكرهي مغز نياز است. افرادي كه بيشتر از يك نيمكرهي مغز استفاده ميكنند مانع پرورش مناسب استعداد خلاق خود در دو نيمكرهي مغز هستند. به همين دليل بهتر است فعاليت دو نيمكرهي مغز تقويت شود. يادگيري از طريق دو نيمكرهي مغز لذتبخشتر است. گرچه عملكرد نيمكرهي چپ بر اساس الگوهاي نظمدهي از هوش منطقي رياضي استفاده ميكند ولي با نظم دادن به فرآيند سخنگويي، هوش « لفظي ـ زباني» را هدايت ميكند. نيمكرهي راست با درك تناسب و فضا، از هوش «تجسمي ـ فضايي» استفاده ميكند يا در ارتباطات و معنييابي به هوش درونفردي و برونفردي كمك ميكند و با هماهنگي و تعادلبخشي به تحريكات بدن، باعث توسعهي هوش «بدن ـ حركتي» ميشود و در كنترل احساسات به هوش «درونفردي» ياري ميرسانند. به همين علت لازم است والدین، كاركردهاي دو نيمكرهي مغز را خوب شناخته و با مطالعه و بررسي شيوههاي تربیتی موفق، استدلال، هماهنگي و نظم؛ خلاقيت کودکان خود را افزايش دهند. 6ـ مقايسه نامناسب کودکان با ديگران: يكي ديگر از موانع خلاقيت، مقايسه کودکان با ديگران است در حالي كه اين مقايسه نه تنها انرژيهاي رواني کودک را هدر ميدهد، بلكه سطح انگيزش و تلاش فرد را كاهش ميدهد. براي رفع اين مانع ميتوان سعي كرد « کودکان خود را با خودشان مقايسه كرد» تا بيشتر از اينكه فكر کودک، مشغول ديگران باشد به خويشتن خويش فكر كند و باعث رشد شكوفايي استعداد و خلاقيت خود شود. انسان، وقتي ياد ميگيرد از مقايسهي خود با خويشتن لذت ببرد احساس منفي، حقارت، حسادت، نفرت و رقابت نادرست در وجودش شكل نميگيرد در اين صورت به رشد تعالي ميرسد. 7ـ دشوار پنداشتن خلاقيت: بسياري از والدین ، خلاقيت در شيوههاي کاري خود را خيلي دشوار ميپندارند و تصور ميكنند نميتوانند فردي خلاق، مبتكر و آفريننده باشند. ولي در بررسي نتايج عملكرد آنها تغييرات زيادي در سازماندهي ذهني و ادراكي نسبت به اين موضوع ايجاد شده است. تا زماني که والدین، يادگيري خلاقيت و رفتار خلاق را بسيار دشوار و دست نيافتني ميپندارد، براي به دست آوردن آن تلاش نميكند در حالي كه وقتي درك كنند آنها نيز مانند همه انسانهاي دنيا استعداد خلاقيت دارند، راحتتر به خلاقيت ميپردازد. 8ـ عدم اعتماد به نفس: والدینی كه نسبت به خويش، كار علمي، بودن و تصوير ذهني خود احساس خوبي ندارد، به تدريج اعتماد به نفس خود را از دست ميدهد. اگر فرد باور كند قادر است خلاق عمل كند، اعتماد به نفس، حس پرجاذبه و دلنشيني براي او به وجود ميآورد. احساس او را قويتر ميكند و رفتار تربیتي او بر مخاطبانش تأثيرگذاري بيشتري خواهد داشت. والدین با اعتماد به نفس بهتر ميتوانند اعتماد کودکان خود را به دست آورده و تأثير عمليات تربیتي خود را چند برابر کنند والدین با اعتماد به نفس بيشتر به اهداف تربیتي خود دست پيدا ميكنند و کودکان خود را طوري تربيت ميكنند كه بتوانند مسائل شان را خودشان حل كنند نه اينكه مسائل بيشتري را براي جامعه ايجاد كنند. خصوصيات و الدین خلاق خصوصيات زير با تکيه بر سالها کار آموزشي با مربیان محترم ديني با موضوعات جامعهشناسي تربیت و مخاطبشناسي و ساعتها مصاحبهي فعال، ساختيافته و متقابل با مربیان ديني به دست آمده است. شايد والدین گرامي را به کار آيد: 1- اخلاق خوش و روش رسول اكرم (ص) 2- برطرف كردن نياز مادی و معنوي کودکان. 3- صداقت و حسن نيت نسبت به کودکان خود. 4- رعايت نظم، وقت و حوصلهي کودکان. 5- تبليغ و تبيين اثر تربيتي و اخلاقي نماز (نماز غذاي روح است) 6- خوش خلقي، بردباري و انجام مشاورهي فرهنگي براي کودکان. 7- مطالعه تخصصي در باب سرفصلهاي تربیتي خصوصاً در باب نماز . 8- احترام به کودکان در خارج از محدودهي منزل . 9- مطالعه و توجه به مسائل اختصاصي محيطهاي مختلف. 10- پذيرش تنوع و جابجايي. 11- اهداء جوایز فرهنگی و دینی نظیر جانماز ، قرآن چادر نماز و ... به کودکان . 12- احترام به همسر در مقابل کودکان. 13- تجليل از فرزندان نمازگزاردر مقابل دیگر کودکان و هم بازی ها. 14- قبول و پذيرش پيشنهادهاي سازندهي کودکان. نتيجهگيري: هميشه اين باور وجود دارد كه هر فرد در حالت عادي داراي استعدادها، قابليتها و ظرفيتهايي از قبيل خلاقيت، نوآوري، ابتكار و اختراع است كه با آموزش صحيح و مناسب اين استعدادها به مرحله ظهور ميرسد. از آنجا كه فرآيندهاي مديريتي، فرآيندي مستمر، پيوسته و پايدار است بايد به بهبود بهرهوري نيز به عنوان يك فرآيند مديريتي نگاه كرد كه به طور مداوم جزء لاينفك عملكرد تربیتي محسوب شده، به يك دوره زماني خاص نيز محدود نميگردد. از سوي ديگر ماندگاري و بقاي بهرهوري ناشي از خلاقيت بايد به عنوان يك انديشه و فرهنگ درآيد. بنابراين ميتوان گفت از جمله مهمترين تربیت های هدفمند و موفق، بهرهگيري از شیوه های خلاق و نوآوری است. از آنجا كه «بهرهوري؛ استفاده بهينه و مطلوب از امكانات در دسترس است»، بدون توجه به برنامههاي مديريت مشاركتي ميسر نميشود. در واقع همكاري فكري و عملي كليهي افراد دربارهي روشهاي حل مسائل و ارتقاء بهروري فعالانه مورد نياز است و حاصل آن در قالب طرح و پيشنهاد ديده ميشود. همچنين با تكيه بر خلاقيت، نوآوري، توانمندي و بهرهگيري از توانايي نيروي انساني به عنوان مهمترين عوامل ، ميتوان کودکانی پويا و خلاق را تربیت نمود. بيهيچ شبهه، توفيق در نگهداشت و جذب کودکان در عرصهي تربیت ديني، نيازمند بهرهگيري از تازههاي روز به روز جهان ارتباطات و اطلاعات است. نکتهاي که بارها رهبر معظم انقلاب اسلامي بر آن تأکيد نمودهاند. اگر قرارست نظام عقيدتي جمهوري اسلامي ايران در مقابل فرهنگهاي مهاجم پيروز ميدان باشد كه حتماً هم هست بايد امروز بذر خلاقيت و تفكر نو را در خانواده ها كاشت و با نگهداري مناسب و عالمانه از اين نهال، حاصل آن را در آينده چيد. نيتها را خالص نمود و کارها را تنها براي خدا انجام داد. از شعارها پرهيز کرد و در عمل پايبندي خود را به ارزشهاي اسلامي نشان داد. انجام امور فرهنگي ديني را هزينه تلقي ننمود و در راه مبارزهي موفق و خلاق با «ناتوي فرهنگي» از جان و دل با رهبر معظم انقلاب اسلامي (دام ظلهالوارف) همراه بود. منتظر به معناي واقعي کلمه بود و وظايف منتظران صالح را به درستي و با خودآگاهي به جاي آورد.
+ نوشته شده در دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 10:21  توسط منتظر ظهور
|
۱) هم جنسي و هم شكلي و اختلاط با كفار، تسلط و حكومت آنها را بر مسلمانان آسانتر مي سازد. ۱۷) انسان هر راهي را بدون تقيد و پايبندي به قرآن و سنت برود، روز به روز تنزل مي كند.
+ نوشته شده در دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 10:18  توسط منتظر ظهور
|
اى محمد! محبّت من شامل کسانى است که به خاطر من محبّت میکنند، و به خاطر من عطوفت و مهربانى میکنند، و به خاطر من با دیگران میپیوندند، و محبّت من شامل کسانى است که بر من توکّل میکنند و براى محبت من نه نشانه مخصوصى است و نه پایان و نهایتى . هرگاه که یک نشانه را از سر راه محبوبان خویش بر دارم نشانه دیگرى را قرار خواهم داد.اینان کسانى هستند که به مردم به همان گونه که من نگاه میکنم، مینگرند و دست نیاز به سوى خلق دراز نمیکنند.شکم آنها از مال حرام خالى است.خوشى و کامرانى آنها در دنیا ذکر و محبّت و رضایت من از ایشان است.
اى احمد! اگر دوست دارى که پارساترین مردمان باشى، نسبت به دنیا زهد پیشه کن و نسبت به آخرت رغبت داشته باش.پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) گفت: خداوندا! چگونه نسبت به دنیا زهد بورزم؟خداوند فرمود: از خوراک و آشامیدنى و پوشاک دنیا به اندازه خیلى کم (دو کف دست) استفاده کن و براى فردا چیزى ذخیره مکن و همواره به یاد من باش.پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) پرسید: خداوندا! چگونه همواره به یاد تو باشم؟خداوند فرمود: با دورى از مردم و کینه نسبت به ترش و شیرین و خالى نگهداشتن شکم و خانه از دنیا .
اى احمد! بپرهیز از اینکه مانند بچّه باشى که هرگاه به سبز و زرد نظر می افکند، به آنها دل می بندد و یا ترش و شیرین در اختیارش قرار میگیرد، نسبت به آن فریفته میشود . پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) عرض کرد: خداوندا! مرا راهنمایى کن که با چه کارى به تو تقرّب جویم؟ خداوند فرمود: شب خود را روز و روز خود را شب قرار بده .عرض کرد: چگونه چنین کنم؟فرمود: خوابت را نماز و غذایت را گرسنگى قرار بده .
اى احمد! به عزّت و جلالم سوگند که هر بنده اى که چهار صفت را براى من ضمانت کند، من نیز او را به بهشت وارد میکنم: 1- زبانش را در کام بپیچد و حرف نزند مگر آنکه آن سخن براى او مفید و ثمر بخش باشد . 2- قلب خود را از وسوسه هاى اهریمنى حفظ کند. 3- همواره بیاندیشد که من به او آگاه و بر کارهایش ناظر هستم. 4- و گرسنگى، نور چشمانش باشد (گرسنگى را دوست بدارد ). اى احمد! اى کاش میدانستى که گرسنگى و سکوت و تنهایى چه لذّت و آثارى دارند! عرض کرد: خداوندا! گرسنگى چه اثراتى دارد؟فرمود: حکمت، حفظ قلب، تقرّب به من، حزن همیشگى، کم خرج بودن بین مردم، حق گویى. اى احمد! آیا میدانى چه هنگامى بنده به من نزدیک میشود؟ عرض کرد: خیر، اى پروردگار من!فرمود: وقتى که گرسنه یا در حال سجده باشد . اى احمد! از سه بنده خود تعجب میکنم: 1- بنده اى که به نماز ایستاده و میداند که دستهاى خودرا به جانب چه کسى دراز کرده و در پیشگاه چه کسى ایستاده و در عین حال خواب آلود است . 2- تعجّب میکنم از بنده اى که روزىِ امروز خود را از سبزى مختصرى دارد ولى براى فردایش به فکر فرو رفته است. 3- تعجّب میکنم از بنده اى که نمیداند آیا من از او راضى هستم یا بر او غضبناکم، ولى خندان است. اى احمد! در بهشت قصرى است از لؤلؤ بر فراز لؤلؤ، و مروارید بزرگ درخشان روى مروارید که در آنها قطع و وصلى وجود ندارد (یکپارچه است) در این کاخ، دوستان خاصّ من هستند که هر روز هفتاد بار (به لطف و مهر) به آنان نظر مى افکنم و هربار با آنها سخن مى گویم و هفتاد بار بر قلمرو و مقامشان مى افزایم .و آنگاه که اهل بهشت از خوردن و آشامیدن لذّت میبرند اینان از ذکر و سخن و گفتار من لذّت میبرند.عرض کرد: خداوندا! نشانه هاى اینها چیست؟فرمود: زندانیانى هستند که زبانهاى خود را از حرفهاى غیر ضرورى و شکمهاى خود را از غذاى غیر لازم، محفوظ و حبس کرده اند . اى احمد! محبّت من در گرو محبّت فقرا و تقرّب به ایشان است .عرض کرد: فقرا کیانند؟فرمود: آنانکه به کم، راضى و بر گرسنگى، صابر و در نعمت، شاکر هستند; از گرسنگى و تشنگى خود شکایتى ندارند و هرگز دروغ بر زبان خود جارى نمیکنند و نسبت به پروردگارشان غضب نمینمایند و براى چیزى که از دستشان رفت، غمگین نیستند و نسبت به چیزى که به دست می آورند، فرحناک و شادمان نمیباشند. اى احمد! محبّت من در گرو محبّت فقرا است، پس به آنها نزدیک شو و همنشینى با آنان را اختیار کن و از ثروتمندان و مجلسشان فاصله بگیر، چراکه فقرا دوستان من هستند . اى احمد! با لباس جذّاب و غذاى لذیذ و بستر نرم، خود آرایى مکن چرا که نفس، خاستگاه هر بدى و رفیق هر نادرستى است .تو نفس را به اطاعت خدا میخوانى ولى او تو را به نافرمانى میکشاند.هر گاه که میخواهى اطاعت خدا کنى با تو مخالفت میکند و هرگاه که بخواهى نافرمانى از خدا کنى با تو همراهى میکند.هرگاه که سیر شود، طغیان میکند و هرگاه که گرسنه شود، فریاد و فغان سر میدهد.هرگاه که بینوا شود، غضب میکند و هرگاه که بی نیاز شود، تکبّر و بزرگى میورزد.هرگاه که بزرگ شود، فراموشکار میشود و هرگاه که در امنیّت باشد، غفلت میورزد.نفس آدمى، مثل شتر مرغ است که فراوان میخورد ولى وقتى که بر آن سوار میشوند (بار میگذارند) نمی پرد .و مانند خرزهره است که رنگش زیبا ولى مزّه اش تلخ است. اى احمد! دنیا و اهل آن را دشمن بدار و آخرت و اهل آن را دوست بدار .عرض کرد: اى خداى من! اهل دنیا و اهل آخرت چه کسانى هستند؟ فرمود: اهل دنیا کسى است که: 1- خوردن و خندیدن و خواب و غضبش زیاد و رضایت او کم میباشد . 2- اگر به کسى بدى کرد از او پوزش نمی طلبد و عذر کسى را که از او عذر خواهى میکند نمیپذیرد. 3- هنگام عبادت، کسل و هنگام معصیت، شجاع است. 4- آرزویش دور و دراز و مرگش نزدیک است. 5- به حساب خود نمیپردازد. 6- نفعش به دیگران کم میرسد. 7- حرف زیاد میزند. 8- ترس کم دارد. 9- هنگام رسیدن به غذا، بسیار شادمان میشود. 10-اهل دنیا هنگام نعمت، شکر و هنگام بلا، صبر نمی کنند. 11-به کارهایى که انجام نداده اند خودستایى میکنند . 12- چیزى را ادّعا میکنند که واجد آن نیستند 13-از روى آرزو و هوس سخن میگویند. 14-عیوب دیگران را بازگو ولى خوبى هاى آنها را مخفى میکنند. عرض کرد: آیا اهل دنیا این همه عیب دارند؟فرمود: اى احمد! اهل دنیا عیب فراوان دارند . جاهلند، احمقند، در مقابل استاد خود تواضع نمیکنند، خود را عاقل میپندارند در حالى که نزد اهل معرفت احمق هستند. اى احمد! اهل خیر و آخرت : 1- شرمگین اند . 2- حیاى آنها زیاد و حماقتشان کم و نفع آنان فراوان و حیله آنها اندک است. 3- مردم از دست آنها در رفاهند ولى خودشان از دست خویش در رنجند. 4- کلامشان سنجیده است. 5- به حساب خود میپردازند. 6- خود را به زحمت میافکنند. 7- چشمهایشان میخوابد ولى قلبشان نمیخوابد. 8- چشمانشان گریان و قلبهایشان به یاد خداست. 9- هنگامى که دیگر مردمان در غفلت به سر میبرند آنها در ذکر و یاد حق هستند. 10-در آغاز نعمت، ستایش الهى و در پایان آن شکر خدا را به جاى میآورند. 11-دعایشان نزد خدا مقبول و سخن ایشان نزد پروردگار پذیرفته است و وجود آنها مایه مباهات و خشنودى فرشتگان است. 12-دعاى آنها زیر حجابها میچرخد. 13-خداوند دوست دارد کلام آنان را بشنود آنگونه که مادر دوست دارد به کلام فرزند خود گوش دهد. 14-از خداوند لحظه اى غافل نمیشوند. 15-پر خورى و پرگوئى و پوشیدن لباسهاى متنوع و زیاد و رنگارنگ را دوست ندارند. 16-مردم نزد آنها مردگانند و خداوند، زنده کریم. 17-آنهایى را که از ایشان رخ برتافتند با بزرگوارى فرا میخوانند و آنان را که به اینان روى آورده اند با مهربانى میپذیرند. 18-دنیا و آخرت نزد آنها یکسان است. اى احمد! آیا میدانى که پاداش زاهدان نزد من چیست؟ عرض کرد: خیر، اى پروردگار من . فرمود: 1- مردم محشور میشوند و در حساب آنها مناقشه و دقّت میشود ولى آنان از این امر در امان هستند . 2- کمترین چیزى که به زاهدان میدهم آن است که کلیدهاى بهشت را عطایشان میکنم تا از هر درى که خواستند وارد بهشت شوند و میان جمال خودم و آنان پرده اى قرار نمیدهم. 3- لذّتهاى گوناگون گفتگوى با خودم را به آنان میچشانم 4- آنها را در جایگاه صادقان مینشانم . 5- کارهاى دنیا و رنجهایى را که کشیدهاند به یادشان می آورم . 6- چهار در به رویشان میگشایم; از یک در هدایاى من به آنها میرسد، از در دیگر به من هرگونه که بخواهند و بدون هر مانعى نگاه میکنند و از یک در به آتش دوزخ و ظالمانى که عذاب میشوند می نگرند و از در دیگر نیز دختران نوجوان و حورالعین (زنان فراخ چشم) بر آنان وارد میشوند . پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) عرض کرد: خداوندا! این زاهدان که توصیفشان کردى چه کسانى هستند؟فرمود : زاهد آن کسى است که : 1- خانه اى ندارد که اگر خراب شد، غم بخورد . 2- فرزندى ندارد که اگر مُرد، محزون شود . 3- هیچ چیز ندارد که اگر از دست رفت، غصه بخورد. 4- هیچکس را نمیشناسد که او را لحظه اى از یاد خدا غافل کند. 5- غذاى اضافى ندارد که از او بطلبند . 6- لباس نرم نمیپوشد. اى احمد! چهره اهل زهد، از شب زنده دارى و روزه، زرد و زبان آنها از شدّت ذکر خداوند، خسته شده است . قلبهاشان در سینه هایشان، از مداومت سکوت، مجروح شده است.آنان هرچه در توان دارند (در عبادت) کوشش میکنند ولى نه به خاطر ترس از جهنم یا شوق بهشت، بلکه در ملکوت آسمان و زمین مینگرند و می یابند که خداوند سبحان شایسته عبادت است . پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) عرض کرد: خداوندا! آیا زاهدان امّت من بیشترند یا زُهّاد بنى اسرائیل؟فرمود: مقدار زاهدان بنى اسرائیل در مقام مقایسه با زُهّاد امّت تو، به اندازه یک موى سیاه در بدن یک گاو سفید است . عرض کرد: چگونه چنین است در حالى که تعداد بنى اسرائیل بیشتر از تعداد امّت من است؟فرمود: چون آنها پس از یقین، شک کردند و بعد از اقرار به حقیقت، آن را انکار کردند . پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمودند: من شکر و حمد خداى تعالى را بجا آوردم و دعا کردم که خداوند آنها را حفظ و رحمت فرماید و سایر خیرات را بر آنان نازل کند . اى احمد! بر تو باد به تقوا، که صدر و ساقه و ذیل دین، تقوا است و به وسیله آن، بنده میتواند به خداوند تعالى تقرّب یابد . اى احمد! تقوا، زینت مؤمن و پایه و ستون دین است. تقوا، چونان کشتى است; همان گونه که از دریا جز با کشتى نمیتوان نجات یافت زاهدان نیز جز با تقوا نمیتوانند نجات یابند . اى احمد! هیچکس نیست که مرا عبادت کند و در مقابل من خشوع کند مگر آنکه همه چیز در برابر او خاشع شود . اى احمد! تقوا درهاى عبادت را به روى بنده می گشاید; در نتیجه، بنده، نزد خلق گرامى مشود و به وسیله آن به قرب خداى عزّوجلّ میرسد . اى احمد! بر تو باد سکوت و کم حرفى; چرا که آبادترین مجلس و محفل، قلبهاى صالحان و ساکنان و ساکتان و خرابترین مجلس و محفل، قلبهاى بیهوده گویان است . اى احمد! عبادت، ده بخش است، نُه بخش آن دنبال کسب حلال بودن است پس اگر خوردنى و آشامیدنى خود را از راه حلال تهیّه کردى در حفظ و حمایت من خواهى بود . پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) پرسید: خداوندا! برترین و اولین عبادت چیست؟فرمود: آغاز عبادت، روزه و سکوت است . عرض کرد: پروردگارا! اثر روزه چیست؟فرمود: روزه باعث پدید آمدن حکمت است و حکمت موجب شناخت و شناخت موجب یقین است، پس هرگاه که بنده به مقام یقین رسید، در بند سختى یا آسانى زندگى نیست . وقتى که بنده من در حال سکرات مرگ باشد، فرشتگان بالاى سر او میایستند در حالى که به دست هر کدام از آنها جامى از آب کوثر و جامى از شراب بهشتى است، به روح او مینوشانند تا سکرات موت و سختى آن از بین برود، و او را به بشارتى بزرگ مژده میدهند و میگویند: خوش آمدى و مقدمت مبارک باد! تو بر خداى عزیز، کریم، حبیب و نزدیک وارد میشوى .پس روح او از جوار فرشتگان پرواز میکند و به پیشگاه پرودگار در کمتر از یک چشم به هم زدن صعود میکند و دیگر بین او و بین پروردگار، پرده و حجابى نیست.خداوند مشتاق دیدار اوست و او را لب چشمه اى در کنار عرش مینشاند.سپس به او میگوید: دنیا را چگونه رها کردى؟جواب میدهد: خدایا! به عزّت و جلالت که من نسبت به دنیا شناختى ندارم .من از آغاز تولّد از تو اندیشناک بودم. خداوند میفرماید: راست گفتى اى بنده من .تو جسمت در دنیا، ولى روحت با من بود.همه اسرار و کارهاى آشکار تو در نظر من بود.هرچه میخواهى درخواست کن تا به تو بدهم، تمنّا کن تا برآورده سازم.این بهشت من براى تو مباح است پس در آن پر و بال بگشا.و این جوار من است پس در آن ساکن شو. پس روح عرض میکند: خداوندا! تو بودى که خودت را به من شناساندى، پس من از همه خلایق به وسیله این معرفت و شناخت بینیاز شدم . قسم به عزّت و جلالت که اگر رضایت تو در آن باشد که قطعه قطعه شوم و هفتاد بار به فجیع ترین صورت کشته شوم; رضاى تو براى من پسندیده است . خداوندا! من چگونه به خود مغرور باشم، در حالى که اگر تو مرا گرامى ندارى، ذلیلم اگر تو مرا یارى نفرمایى، مغلوب و شکست خورده ام .اگر تو مرا تقویت نکنى، ضعیف و ناتوانم. اگر مرا با یاد خودت زنده نگردانى مُرده ام و اگر پرده پوشى تو نبود، اوّلین بارى که من گناه کردم، رسوا میشدم. خداوندا! چگونه رضایت تو را طلب نکنم در حالى که عقل مرا کامل کردى تا تو را بشناسم و حق را از باطل و امر را از نهى و علم را از جهل و نور را از ظلمت تشخیص بدهم .آنگاه خداى عزّوجلّ میفرماید: قسم به عزت و جلالم که بین تو و خود هیچ پرده و مانعى در هیچ زمانى ایجاد نمیکنم.اینگونه با دوستانم رفتار میکنم . اى احمد! آیا میدانى زندگى گوارا و حیات جاوید چیست؟عرض کرد: نمیدانم اى خدا من .فرمود: زندگى گوارا آن است که صاحب آن از یاد من غافل نگشته، نعمت من را فراموش نکرده و نسبت به حق من جاهل نباشد .روز و شب در پس کسب رضایت من است و اما حیات جاودان آن است که (صاحب آن) براى خود به گونه اى عمل میکند که دنیا در نظرش بى ارزش و در چشمش کوچک و آخرت بزرگ و با عظمت است و خواسته من را بر خواسته خویش مقدم میدارد و در طلب رضاى من است .و حق مرا بزرگ میشمارد و همواره توّجه دارد که من نسبت به او آگاه هستم، و شب و روز و هر وقت که میخواهد گناه و معصیتى بکند، میداند که من مواظب او هستم و قلب خود را از هرچه که نمیپسندم پاک میکند و نسبت به شیطان و وسوسه هاى او کینه میورزد.و براى ابلیس هیچ راه سلطه و نفوذى در مملکت دل خویش باقى نمیگذارد. وقتى که چنین حالات و روحیاتى پیدا کرد، در قلب او عشق و محبّتى میگذارم که قلب و فراغت و اشتغال و تلاش او منحصراً براى من باشد و سخن او را همواره ذکر نعمتهایى که بر اهل محبّت خویش ارزانى داشته ام قرار میدهم، و چشم و قلب او را می گشایم تا با گوش جانش بشنود و با چشم قلبش جلال و عظمت من را ببیند . و دنیا را بر او تنگ می گردانم و نسبت به لذّتهاى دنیایى در او کینه اى به وجود می آورم. و از دنیا او را به گونه اى بر حذر میدارم که شبان، گوسفندان خود را از چریدن در چراگاههاى خطرناک و هلاکت آفرین بر حذر میدارد.پس وقتى که چنین شد به شدّت از مردم فرار میکند، و از دنیاى فانى به سراى باقى و از عالم شیطنت به سرزمین رحمت منتقل میشود. اى احمد! من چنین کسى را لباس هیبت و عظمت میپوشانم .و این است زندگى گوارا و حیات ابدى، و این است مقام اهل رضا. هرکس که عمل به رضاى من کند، سه خصلت به او میبخشم که همواره با آنها به سر می برد: 1- به او نحوه شکر گزارى را می آموزم که هرگز آمیخته با جهل و نادانى نباشد . 2- و به او ذکر و یاد خودم را به گونه اى می آموزم که هیچ گاه فراموشى از یاد من براى او حاصل نشود. 3- و به او عشقى می دهم که هرگز محبّت دیگران را بر محبّت من مقدّم ندارد. پس وقتى که به من عشق ورزید، من نیز به او عشق میورزم و چشم دل او را به جلاى خویش میگشایم. پس دوستان خاص خود را از او مخفى نمی کنم و در شب تار و روز روشن با او به مناجات می پردازم تا حدى که از گفتگو و همنشینى با دیگران خوددارى نماید. و سخن خودم و فرشتگانم را به گوش او میرسانم، او را بر اسرارى که دیگران را از آن محروم کرده ام، آگاه میگردانم و به او جامه حیا میپوشانم به گونه اى که همه از او شرم و حیا داشته باشند. بر روى زمین راه میرود در حالى که گناهش آمرزیده است.و قلب او را آگاه و بصیر می گردانم، و چیزى را از بهشت و جهنم از او مخفى نمیکنم و آنچه را که بر مردم در رستاخیز می گذرد در همین دنیا به او نشان میدهم که چه صحنه هاى هولناک و وحشتناکى وجود دارد و چگونه ثروتمندان و فقرا و دانشمندان و نادانان را محاکمه و محاسبه میکنم.و قبر او را نورانى کرده و فرشته اى (منکر) را میفرستم تا از او سؤال کند .او ناراحتى مرگ و تاریکى قبر و لحد و وحشت عالم برزخ را نمیبیند، تا آنگاه که براى سنجش اعمال او میزان را نصب و نامه عملش را باز میکنم.و بین خود و او هیچ مترجمى قرار نمیدهم.این صفات عاشقان من بود. اى احمد! اراده خود را یک اراده قرار بده; در نتیجه زبانت را یک زبان قرار بده، و بدنت را زنده بدار، هرگز غفلت پیدا نکن . اى احمد! عقل خود را قبل از آنکه از دست برود به کار انداز .هرکس که از عقل خود استفاده کند اشتباه و طغیان نمیکند. اى احمد! هرگز غفلت نداشته باش .هرکس که از من غفلت داشته باشد براى من مهمّ نیست که در کدام وادى به هلاکت مرسد. اى احمد! آیا میدانى که چرا تو را بر سایر پیامبران برترى و فضیلت دادم؟عرض کرد: خیر، نمیدانم اى خداى من . فرمود: بواسطه یقین و خوش اخلاقى و سخاوت و مهربانى با مردم .و همچنین برگزیدگان و اوتاد زمین هم که اوتاد زمین شدند به خاطر همین صفات و ویژگیهاست. اى احمد! وقتى که بنده شکمش گرسنه و زبانش از گفتار محفوظ باشد به او حکمت می آموزم پس اگر این انسان کافر باشد این حکمت به ضرر او و حجّتى علیه خود او خواهد بود ولى اگر مؤمن باشد حکمت او نور و برهان و شفا و رحمت است .پس آنچه را که تاکنون نمی دانسته، اکنون میداند و آنچه را که تاکنون نمیدیده، اکنون میبیند. پس نخستین چیزى را که می بیند عیوب خویش است قبل از آن که به عیب دیگران بپردازد، و ریزه کاریها و دقائق علمى را به او مینمایانم تا شیطنت در - قلب و فکر و اندیشه - او وارد نگردد . اى احمد! هیچ عبادتى نزد من از سکوت و روزه محبوبتر نیست . پس هر کس که روزه بگیرد و زبان خود را حفظ نکند مثل کسى است که به نماز بایستد ولى چیزى نخواند. پس به چنین نمازگزارى فقط پاداش بپاخاستن او را میدهم ولى پاداش عبادت کنندگان را به وى نخواهم داد. اى احمد! آیا میدانى که چه هنگام بنده من، بنده واقعى و عابد راستین محسوب میشود؟عرض کرد: خیر اى پروردگار من .فرمود: وقتى که هفت خصلت در او جمع گردد، شایسته این نام خواهد شد: 1 - تقوایى که او را از محرّمات حفظ کند. 2 - سکوتى که او را از حرف بیهوده مهار کند. 3 - ترسى که هر روز به واسطه آن گریه اش افزون گردد. 4 - حیایى که در خلوت از من شرم بنماید. 5 - خوردن به اندازه اى که رفع نیاز او شود. 6 - کینه نسبت به دنیا به جهت آن که من نسبت به آن کینه دارم. 7 - عشق به خوبان به دلیل آن که من به آنها عشق میورزم. اى احمد! هرکس که ادّعاى عشق و محبّت من بکند این طور نیست که عاشق من باشد . کسى عاشق من است که: غذایش اندک، لباسش خشن و خوابش در حال سجده و نمازش طولانى باشد و همواره سکوت پیشه کند و بر من توکّل بنماید و گریه زیاد و خنده کم بکند و با هوس مخالفت کند و مسجد را به عنوان خانه خود و دانش را رفیق خود انتخاب کند، و در طلب رضاى من باشد و از تبهکاران دورى گزیند و به یاد و ذکر من مشغول و همواره در حال تسبیح و تقدیس من باشد، در پیمان خود صادق و به عهد خود وفادار باشد، قلبش پاک و در نماز ملتهب و برافروخته و در انجام واجبات کوشا و نسبت به پاداشى که نزد من است راغب و مایل و از عذاب من هراسناک و با عاشقان من نزدیک و همنشین باشد . اى احمد! اگر کسى به اندازه اهل آسمان و زمین نماز بخواند و به اندازه اهل آسمان و زمین روزه بگیرد و مانند فرشتگان چیزى نخورد و مانند برهنگان لباس نپوشد، ولى من ذرّه اى از محبّت دنیا یا سُمعه و ریا یا ریاست دنیا یا زخارف و تشریفات دنیایى را در دل او بیابم، او را از همنشینى خودم محروم میکنم و محبّتم را از قلبش بیرون مینمایم . سلام و رحمت و محبّت من بر تو باد، و ستایش مخصوص پروردگار عالمیان است
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم فروردین 1390ساعت 9:51  توسط منتظر ظهور
|
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم بهمن 1389ساعت 12:56  توسط منتظر ظهور
|
|